قصه فيلمنامه نمايشنامه داستان سردبير

سيد حبيب حسيني طاهر

مریم که از شهرستان واسه دیدن برادرش_بهرام_که یکی دو سال پیش واسه کار کردن به تهران اومده بوده،راهی تهران میشه و در خانه ی برادرش با دختری غریبه به نام فریده روبرو میشه،که نمیشناسدش و بهرام هم تا حالا چیزی در موردش نگفته.از ظاهر قضیه پیداس که چن وقتی هم هست که خونه ی بهرامه...!
فریده کیست؟؟؟
با شناخت بیشتر فریده و شنیدن اتفاقاتی که براش افتاده و کمکی که برادرش به فریده کرده، ایمان و اعتقاد مریم به برادرش بیشتر از پیش میشه و به برداشت اشتباهی که کرده بوده پی میبره.
یکی از دوستای بهرام براش کار جدیدی دست و پا می کنه که پول خوبی هم داره.بهرام که  یه ورزشکاره ، قراره به عنوانه راننده ی یه شرکت معاملاتی و محافظ شخصی و راننده ی رییس شرکت مشغوله کار بشه.
اما چه کاری؟؟؟
با کار جدیدی که بهرام پیدا میکنه اوضاع از هر نظر بهتر میشه و اینجاس که مریم برای ازدواج فریده رو به بهرام پیشنهاد میده و بهرام از خدا خواسته میپذیره.
در مدتی که بهرام مثلا از طرف شرکتش به یه ماموریت شهرستان رفته،مریم و فریده بصورت اتفاقی توسط اعضای باندی که بهرام هم ناخواسته در حال همکاری با اونهاس و در اصل کارشون اغفال و سو استفاده های مختلف از زن و دخترای جوونه دزدیده میشن و ...
...
...
...
...
چارچوب اصلی داستان فیلمنامه واقعیته و میتونین بهرام رو _شاید_ با یه اسم دیگه توی "میدون توپخونه ی تهران" پیدا کنین...!

تاريخ ارسال :  سه شنبه 9 بهمن 1386
                            

نام کاربري
کلمه عبور
 بازیابی رمز عبور 
 ثبت نام نویسنده 
ثبت نام کارشناس
تبلیغات در سایت
درباره سایت
تماس با ما
خرید داستان
معرفی کتب و نشریات
معرفی نویسندگان
معرفی کارشناسان
شنبه 1 ارديبهشت 1397
شمارنده سايت
برای تبادل لینک یا لوگو با ما کد زیر را در قسمت مربوطه سایت خود قرار دهید.

هزار و یکشب




سردبیر فيلمنامه نمايشنامه داستان کوتاه قصه های مادر بزرگ تبليغات در سايت درباره سایت ارتباط با ما

كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت الست هنر پويا ميباشد. © 1385