قصه فيلمنامه نمايشنامه داستان سردبير

محمدحسن فرازمند درج در تیتر یا نقطه شدن ته خط ... آخر صفحه...
   1   2   3

نشسته ایم...حالا،در هیات کلمات...

ردیف به ریف ، چنگ در چنگ هم انداخته فریاد می زنیم ، متن را، هریک به اندازه ی سهممان...

چند تایمان که ظاهرشان هیکل مند تر است ، سبیل اندر سبیل ...

از هیبتشان می شود فهمید ، انگار که قسمت های مهمتر متن را بر دوش می کشند ، شاید ، برای همین است که متنشان را محکمتر فریاد می زنند...

محکمتر از من ، که در هیات یک "و" نشسته ام ...

دست هایم را باز کرده ام ، از دو طرف چنگ در چنگ دو جمله انداخته ام ، ربطشان می دهم...

خودم فهمیده ام ، آنقدر به هم بی ربط هستند که لحظه به لحظه ، می ترسم ، شاید هیکلم از وسط نصف شود،

شاید ،  حتا "و" بودنم ، زیر سوال رود... هیکلم مدام کش می آید ...

هر بر کسی می خواند مرا ... توی گلویش چرخ میخورم ... شاید ... توی ذهنش... جایی چرخ می خورم ....

سرگردان ، که  آیا ، باشم ، یا، نباشم...

شاید هم نیستم  و این هیکل شاید جزیی است از همین کاغذ...

- "تو ، هی تو ، کجای صفحه مینشینی؟ "

آخرین نقطه ، همانی که نشسته آن پایین ، انتهای صفحه ، انتهای خط آخر ، ...

او بود ، پرسیده بود ، از تک تکمان ، وقتی که توی جوهردان بودیم...

و بهت را دیده بود توی چشم هایمان ، که نگاهش کرده بودیم و هیچ جواب نداده بودیم.

   1   2   3
تاريخ ارسال :  جمعه 14 مهر 1385
                            

نام کاربري
کلمه عبور
 بازیابی رمز عبور 
 ثبت نام نویسنده 
ثبت نام کارشناس
تبلیغات در سایت
درباره سایت
تماس با ما
خرید داستان
معرفی کتب و نشریات
معرفی نویسندگان
معرفی کارشناسان
شنبه 1 ارديبهشت 1397
شمارنده سايت
برای تبادل لینک یا لوگو با ما کد زیر را در قسمت مربوطه سایت خود قرار دهید.

هزار و یکشب




سردبیر فيلمنامه نمايشنامه داستان کوتاه قصه های مادر بزرگ تبليغات در سايت درباره سایت ارتباط با ما

كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت الست هنر پويا ميباشد. © 1385