قصه فيلمنامه نمايشنامه داستان سردبير

بهرام اعتمادي دايره
   1   2   3   4   5   6

در روياهاي نه چندان دور در زمانهاي خيلي نزديك شهري وجود داشت به نام شهر صفحه سفيد كه اهالي اين شهر را شكلها تشكيل مي دادند. مهمترين كار در شهر صفحه سفيد تولد بود. تولد در اين شهر به اين معني بود كه وقتي دو سر خط با تحمل خم شدن و کج شدن هاي زياد ، زاويه برداشتنهاي متعدد به هم مي رسيدند و بر هم منطبق مي شدند ، و يك شكل متولد مي شد زماني كه اين دوسر يك خط بهم مي رسيدند و يك نقطه مي شدند از نظر اهالي شهر صفحه سفيد كه همون اشكال بودند نه شكل جديدي به دنيا مي آمد كه اين به آن معني بود كه اين شكل يك فضاي مخصوص بخود را اشغال كرده يعني داراي درون و بيرون شده فضايي در درون كه يك فضاي محدود بود و توسط خط بسته احاطه و در برگرفته مي شد و فضاي بيروني كه يك فضاي نا محدود بود و خود خط بسته و در نتيجه فضاي داخل آن را احاطه مي كرد. اهالي شهر صفحه سفيد به دو دسته تقسيم مي شدند ، اشكال هندسي كه از نظر علمي رتبه و كلاس از ديگر اشكال برتر بودند و اين فقط به اين دليل بود كه آنها نام خود را مي دانستند و شناخت كافي از تمام اظلاع يا خم شدگيها و زواياي خود را مي دانستند و شناخت كافي از تمام اضلاع و يا خم شدگيهاي خود داشتند و اشكال غير هندسي كه نام خود را نمي دانستند و تنها يك خط بسته بودند و فقط مي دانستند كه هستند و فضاي دروني دارند و فضايي را اشغال كرده اند و هيچ تصورو تعبيري از خود براي نام گذاري نداشتند به اين اشكال اصطلاحا اشكال غير هندسي و يا بي سواد مي گفتند. بعد از مسئله تولد دومين مسئله مهم در شهر صفحه سفيد حركت بود ، حركت در شهر صفه سفيد عبارت بود از جابجايي يك شكل از يك نقطه به نقطه ديگر با حفظ فضاي دروني خود ، در شهر صفحه سفيد هر شكل كه آسانتر جابجا مي شداز ميزان موفقيت و خوشبختي بيشتري نسبت به ديگران برخوردار بود و شعار تمام اشكال اين بود : حركت راحت تر ، خوشبختي بيشتر. از آنجا كه هر شهر براي شهر شدن احتياج به قوانين مدون داشت در شهر صفحه سفيد هم قوانيني وجود داشت البته قوانين شهر صفحه سفيد خيلي خيلي كم بود شايد 2 يا 3 تا قانون اصلي كه بدليل كم بودن قوانين همه موظف به رعايت آن بودند و در غير اين صورت با پاكن پاك مي شدند. اولين قانون اين بود كه حق تقدم هميشه با اشكال هندسي بود يعني اگر زماني روزي در جايي از صفحه سفيد يك شكل هندسي با يك شكل غير هندسي در يك مسير قرار مي گرفتند شكل غير هندسي موظف بود كه براي شكل هندسي راه را باز كند . دومين قانون اين بود كه هر شكلي كه سريعتر و آسانتر حركت كند ديگر اشكال موظف بودند به او لبخند بزنند و سلام كنند. (البته اين قانون خيلي براي اشكال غير هندسي معنا نداشت چون آنها اصولا با خود حركت مشكل داشتند يعني معمولا يك ضلع يا زاويه يا خم شدگي آنها جلوي حركت بقيه را مي گرفت. اين بود كه اصل خود حركت براي آنها سخت بود چه برسد به حركت سريعتر و آنها وظيفه خود را خوب مي دانستند).قانون سوم این بود که هر شکل باید بعد از متولد شدن درحضور چند شکل هندسی خود را معرفی می کرد ونسبت به هندسی بودن یا نبودن خود دلیلی می اورد که دیگر اشکال هندسی مجاب شوندوقانون اخرکه مربوط به دایره ها بود زیرا دایره ها حتی از تمام اشکال هندسی هم برتر بودندوقانون این بود که هر چه قطر دایره بزرگتر باشد از احترام بیشتری برخوردار می بود ودیگر دایره ها نیز باید 3 قانون قبل را در مورد او اجرا می کردند.آن در روز در يك از منطقه از مناطق شهر سفيد داشت اتفاق مهمي مي افتاد . يك شكل داشت متولد مي شد . در آن منطقه از شهر اشكال هندسي زيادي زندگي مي كردند و بطور كلي جزء مناطق خوب و با رتبه شهر بحساب مي آمد چون اشكال غير هندسي خيلي كمتري داشت البته بجز منطقه دايره ها كه از هر حيث به ديگر اشكال هندسي برتري داشتند.

   1   2   3   4   5   6
تاريخ ارسال :  سه شنبه 24 مرداد 1385
                            

نام کاربري
کلمه عبور
 بازیابی رمز عبور 
 ثبت نام نویسنده 
ثبت نام کارشناس
تبلیغات در سایت
درباره سایت
تماس با ما
خرید داستان
معرفی کتب و نشریات
معرفی نویسندگان
معرفی کارشناسان
شنبه 1 ارديبهشت 1397
شمارنده سايت
برای تبادل لینک یا لوگو با ما کد زیر را در قسمت مربوطه سایت خود قرار دهید.

هزار و یکشب




سردبیر فيلمنامه نمايشنامه داستان کوتاه قصه های مادر بزرگ تبليغات در سايت درباره سایت ارتباط با ما

كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت الست هنر پويا ميباشد. © 1385